تبلیغات
ETHNOLOGY - روزی یاد و یادگار ما هم موزه می شود
ETHNOLOGY

روزی یاد و یادگار ما هم موزه می شود

پنجشنبه 21 خرداد 1388

ایستگاه پر از خالی بود. ما که رسیدیم پر از ما شد.اما همه نبودند.استاد هم نبود.چه باید کرد؟ کجا باید می رفتیم؟

وارد دانشگاه شدیم. هر کدام به سویی در پی جستن کسی بودیم.کسانی به دنبال گروه تولید، کسانی به دنبال استاد گیویان و عده ای هم در پی استاد معالج.

اما هر چه رفتیم به سرانجام نرسیدیم. در گذرگاهی با یکدگر تداخل یافتیم که نظارت بر کلاس ها می نامیدندش. آنجا هم خبری نبود. مایوسانه هم چون شاخ های قاصدکی که از هم گسیخته باشد هر کدام روی پله ای نشستیم.

من که بی تاب شده بودم و باورم نمی شد که خبر سفر کذب باشد جستی زدم و در مقابل دوستان ایستادم. با شعف شماره استاد را از دوستی گرفتم و شروع کردم به فشردن دکمه های همراه. صدای قلب دوستان به وضوح شنیده می شد که از نگرانی در سینه می تپید.

صفر تاپ تاپ، 9تاپ تاپ،...

یک بوق، دو بوق، سه...

دیدم! دیدم که چشم های دوستان یکی یکی از گوشی همراه سُر خورد و روی زمین افتاد ، ومن چه داشتم که بگویم. مگر می شد گفت که استاد جواب نمی دهد.

اما نه دوستان، بیایید به درب ورودی باز گردیم شاید آن جا خبری خوش به انتظارمان نشسته باشد. اینبار سرهاشان یکی یکی از صورت من برگشت وبی اعتنایی را از چشم هاشان خواندم. تنها یکی از آنان  با من همراه شد.

تند بادی وزید و بقیه شاخ های قاصدک هر کدام به سویی پراکنده شدند.

به درب ورودی که رسیدیم غنچه ای در دلم شکفت. بقیه دوستان جا مانده آن جا تجمع کرده بودند و چه خوش لحظه ای بود آن دم.

هر چند که آنان نیز از استاد خبری نداشتند ولی آرامشی بود بر قلب های به طوفان نشسته ما.

کم کم همه به جز یک تن به درب ورودی رسیدند. در پی جستجوی یکی از پسران استاد را یافتیم.استاد در راه بود و مرکب نیزهم.

استاد رسید.

                      

 

ما همه پروانه شدیم وگرد وجودش حلقه زدیم.مرکب هم رسید و ما بر آن نشستیم.

دوست جا مانده هم رسید

                   

 و بعد حرکت...

از خیابان هایی گذر می کردیم که شاید تا به حال فقط در جعبه جادو آن ها را دیده بودیم.

بعد از آن همه اضطرابی که بر ما گذشت احساس خواب آلودگی در تنم رخنه کرد و پلک هایم را بی اختیار بر هم نهادم. از سیر جسمانی به سیر روحانی رفتم ولیکن هیچ در یادم نیست که در سیر روح بر من چه گذشت.

چشم گشودم. استاد بالای سرم بود ودوستان بر این سیر روحانی ام می خندیدند.من هم همراهیشان کردم.

استاد در میانمان نشست وگرم صحبت شد. از مطالعات هفتگیمان پرسید وکمی هم آموزشی سخن راند.و ما همه گوش بودیم.

مرکب ران راه نابلد بود. استاد گاهی از میانمان بر می خاست واو را به قصد راه می نمود.

تا این که به مقصد رسیدیم.

موزه ملی ایران باستان...

 

                                          ....................

- هیس... هیس... آهسته قدم بردارید... 

اینجا گذرگاه تاریخ است...

بازدیدی از ایران باستان در موزه:

"اَ فََلََمْ سیروُا فِی الْاَرْضِِ فَیَنْظُروُا کَیْفَ کانََ عاقِبَۃُ الّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کانُوا اَکْثَرَ مِنْهُمْ اَشَدّ قُوّۃً وَ اثاراً فِی الاَرْضِ فَما اَغْنی عَنْهُمْ ما کانو یَکْسِبون"

بر سر در موزه ایران باستان این جمله خود نمایی می کند که تاکیدی است آیینی برای به راستی دیدن آثار گذشتگان. پس وارد می شویم به قصد دیدن نه فقط نگاه کردن.

- چند لحظه درنگ باید بر سر در موزه،چه خاطری در ذهن تداعی می کند؟

هان ای دل عبرت بین    از دیده عبر کن هان

                                                ایوان مداین را               آیینه عبرت دان

- بفرمایین داخل موزه...

تاریخچه گنجینه ایران باستان

اندیشه ایجاد مکانی به نام موزه احتمالا اولین بار توسط مرحوم صنیع الدوله عنوان شد.

در سال 1295 ه.ق یکی از اتاق های بزرگ عمارت وزارت معارف به عنوان موزه ملی یا موزه معارف در نظر گرفته شد.با توسعه فعالیت های باستان شناسی در سال 1297ه.ق دولت ایران اداره ای به نام اداره تحقیقات در همان عمارت وزارت معارف تاسیس کرد.

در سال1304ه.ض انجمن آثار ملی در ایران تشکیل شد.تلاش پیگیرانه این انجمن تصویب قانون حفظ آثار ملی را در پی داشت که طبق آن دولت ملزم به ساخت موزه شد و در سال 1306ه.ق دولت تصمیم گرفت موزه ای در تهران بسازد و مدیریت آن را به شخصی بسپارد.

آندره گدار مهندس- معمار فرانسوی به سمت مدیر باستان شناسی منصوب شد. در سال1308 تهیه نقشه موزه ایران باستان را به وی واگذار کردند. دستور شروع ساختمان در تاریخ21 اردیبهشت 1313ه.ش به آقای گدار ابلاغ شد.

در طرح ونقشه ساختمان می بایست موزه هماهنگی لازم را با موضوع واشیا داشته باشد و با تاریخ کشور نیز مرتبط وپیوسته باشد و از این رو سردر آن به شکل طاق کسری(ایوان مداین)ساخته شد ورنگ آجر های آن نیز به همین منظور به رنگ سرخ تیره تعیین شد.

زمین موزه 5500 متر مربع است که 2744متر مربع آن به زیر بنا اختصاص داده شده است.

بخش نمایشگاه موزه در طبقه همکف وطبقه فوقانی و زیر زمین و همچنین بخش اداری واقع در ضلع شمالی موزه می باشد. سالن سخنرانی و کتابخانه موزه واقع در ضلع جنوبی کوزه است.

سرانجام موزه در سال1316 افتتاح شد. این موزه بعد ها به عنوان موزه مادر نام گرفت.

- این اولین تابلوی را هنمایی است که در ابتدای ورود ناظرین را به خود جلب می کند که من مختصری از آن را در بالا آوردم.

کمی آنطرف تر نقشه عظیمی از ایران نصب شده است که راهنمایان با چوبدستی بلندی نقاط مهم باستان شناسی را به ناظرین نشان میدهند.

- ما از این بخش به علت عدم هماهنگی بی بهره ماندیم.

- کمی تعجیل کنید گام هاتان را سریع تر به سوی ویترین نخست بردارید...

در این موزه نمونه هایی از اولین ابزارهای سنگی دست ساخت بشر در ایران نگهداری می شوند.

وجود این آثار دلالت بر حضور انسان از زمان های بسیار دور در ایران دارد. از جمله اشیای موجود در ویترین ها می توان به آبخوری سفالی ، خیش سنگی ، جام سفالی ، ظروف سفالی پایه دار و کاسه های سفالی اشاره کرد. گذشتگان معتقد بوده اند که اشیای مشخص و ارزشمند هر کس برای استفاده در دنیای پس از مرگ باید همراه او دفن شود. مجموعه این اشیائ عموما ظروف و وسایل تشریفاتی و مذهبی ، ظروف غذا و آشپزخانه ، ابزار و ادوات جنگی ، زیورآلات ، پیکرک های انسانی ، حیوانی و ریتون ها هستند.

                                   

ابزارهای سنگی دست ساز

گنج دره- کرمانشاه

هزاره هشتم پیش از میلاد

 

                           

                                     

کاسه سفالی پایه دار

جیران تپه – تهران

اواسط هزاره پنجم پیش ازمیلاد

                 

 

ظرف سفالی( قمقمه)

شهداد- کرمان

هزاره سوم پیش از میلاد

 

ظرف سفالی سه قلو

شاه تپه- گلستان

اوایل هزاره دوم پیش از میلاد

 

ظرف ساخته شده از قیر طبیعی

شوش- خوزستان

اواسط هزاره دوم پیش از میلاد

 ویترین ها بر اساس تاریخ اشیا یا جنسیت آنها و گاهی هم بر اساس مکان طبقه بندی شده اند.ویترین نخست اشیای متعلق به قرن پنجم پیش از میلاد را به نمایش می گذارد.

 

فضای مرکزی سالن نمایش به معرفی آثار متعلق به منطقه لرستان و بعضی از مناطق کرمانشاهان و ایلام اختصاص دارد که از نظر زمانی قدمتی از هزاره سوم پیش از میلاد تا هزاره اول پیش از میلاد را شامل می شود. این آثار شامل اشیای سفالی ، مفرغی و معدودی آثار سنگی ، استخوانی و صدفی می شود.

سفالینه های لرستان با مشخصات و ویژگی های خاص از نظر فرم و نقوش و آثار مفرغی هم در طیف گسترده ای از نظر فرم و تزیین در قالب ابزار جنگ ، قطعات زین و برگ اسبان ، زیورآلات و تزئینات شخصی ، اشیای آیینی و تشریفاتی ، ظروف و وسایل روزمره مجموعه نفیسی را در موزه به نمایش گذاشته است

درپست بعدی ادامه این مطلب را دنبال فرمایید.

 


foot pain and swelling
دوشنبه 5 تیر 1396 03:41 ق.ظ
Loving the information on this web site, you have done great job
on the posts.
Jami
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:20 ق.ظ
If you are going for finest contents like me, just go to see this website every
day because it offers feature contents, thanks
http://lillasaragusa.hatenablog.com/entries/2015/06/27
جمعه 22 اردیبهشت 1396 12:17 ق.ظ
If some one desires to be updated with most up-to-date technologies after that
he must be pay a visit this site and be up to date all the time.
گیویان
شنبه 23 خرداد 1388 01:53 ب.ظ
سلام

ما می رویم و گاه حتی بی آن كه بدانیم یا بخواهیم، ما می رویم چون این سرشت ماست و هر كه گامهایی متناسبتر بردارد، بسامانتر خواهد بود و به سامان نزدیكتر و گاه می مانیم كه چرا ز سامانمان نمی پرسد و انگار می كنیم كه نمی داند كه چه در سر داریم... ما می رویم اما به كجا؟
كاش گوش شنواتری داشتیم!

زنده باشی
یا حق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها